تبليغاتX
×× اهورامزدا ×× دوستان بهترين کتابخانه اينترنتي . براي خريد اقدام کنيد** **. کتابهاي خود را با ارزان ترين قيمت ها از طريق اين سايت خريداري کنيد
12 or 24 hours timer



ساعت:

دقيقه:

ثانيه:

زمان:

بهترين کدهاي جاوا اسکريپت در www.irLearn.com


irLearn.com

 
×× اهورامزدا ××
 
 
در مورد تاریخ ایران و بناهای تاریخی جهان و بعضا" سخنانی از بزرگان
 
از دنیای مردگان ننالیید، که زندگانتان فرومایه ترینند.


از جهل نیاکانتان در زمین ننالید ، که همسالانتان بوزینگان بیخرد هر روزگاران خواهند بود.


بتازید . جولان دهید که این خرگه ، جولانگاه خران پالان به پشت فخر فروش است.


و آنگاه که به خود آمدید دیگر به درگاه پاک پاکان فخر نخواهید فروخت، چون فرومایه و فخر فروشتر و خرتر  از تو نیست.

 

( متن از خودم )
 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط نوا  | 

متن کتیبه کوروش بزرگ 

اينک که به ياری مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم يا ملتهای ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسی به ديگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دينی را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسی را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيری که يکی از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه ای مرتکب تقصير می شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.

من تا روزی که به ياری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگی بايد به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

 

 

از وبلاگ(سرزمین کوروش).  **ببینید**

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط نوا  | 
از حکمت پائولو کوئلیو

·        آزادی مطلق وجود ندارد،چیزی که وجود دارد آزادی انتخاب است و از آن به بعد انسان باید به تصمیم و انتخاب خودش متعهد باشد.آزادی همان بی تعهدی نیست،آزادی توانایی انتخاب و تعهد به آن انتخاب است.
· در زندگی ، لحظه ای فرا می رسد که تسلط بر زندگی را از دست می دهیم و از آن پس ، سرنوشت، بر هستی ما مسلط می شود و این بزرگترین گزافه عالم است.
· هیچ کس با چشمان بسته به هدف نمیرسد.
· تنها چیزی که انسان را از رسیدن به آرزوهایش دور می کند ترس از شکست است.
· وقتی پیش برویم غم ناپدید میشود.
· دو بار مرتکب یک اشتباه مشو.
· هرگز دلیل زندگیت را فراموش مکن.
· معنی زندگی من همانی بود که خودم می خواستم به آن بدهم.
· یگانه وظیفه ی آدمیان تحقق بخشیدن به افسانه های شخصی است.
· دیوانه باشید اما مانند عاقلان رفتار کنید،خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید بدون جلب توجه بودن متفاوت باشید.
· اگر به ندای قلبمان گوش بدهیم، در برابر راز زندگی حیرت زده می‌شویم، قلبمان به روی معجزه‌ها باز است و در اعمال خویش، احساس شادی و شیفتگی می‌کنیم.
· خداوند هر روز همراه با خورشید لحظه ای را به ما می بخشد که می توانیم در آن هر آنچه ما را ناشاد میکند دگرگون کنیم ،لحظه ای که در آن قدرت همه ستارگان جمع می شود تا ما بتوانیم معجزه کنیم .
· هرگاه تصمیم بگیری پیشرفت کنی جهان اطراف تو نیز پیشرفت می کند.
· اگر زمان حال را بهبود بخشی آینده خوبی هم در انتظار توست، آینده را فراموش کن .هر روز را با این اصل بگذران که خداوند مخلوقاتش را دوست دارد.
· همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم. اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم.
· زمان چیزی نیست که همیشه به یک منوال بگذرد.ماهستیم که سرعت گذر
زمان

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط نوا  | 
شهر سلطنتی و تاريخی شوش

   اين شهر در ردیف اولين شهرهای متمدن دنيا شناخته شده است . متاسفانه مردم ما حتی اسم اين شهر رو هم نشنيده اند . جای بسی تاسف دارد . این شهر متجاوز از نیم قرن است که خاورشناسان و باستان شناسان فرانسوی و آلمانی را در خود راه داده است و آنان مشغول بررسی و کشف واقعیت های ایران هستند . این کاوش نیم قرنه در جهان بی سابقه و مهم شناخته شده است . خرابه های شوش در میان دشت وسیع و باشکوهی از نظز جغرافیایی قرار دارد . که ادامه دشت بین النهرین است و بر فراز چهار تپه مرتفع میباشد ( در جنوب غربی ایران ) . این دشت در حدود چهار کیلومتر وسعت دارد . 4000 هزار سال پیش از میلاد مسیح مردم فلات ایران از خشک شدن تدریجی دشت شوش استفاده کرده و از دره های مرتفع مشرف بر آن برای سکونت در دشت شوش استفاده نمودند . از آن پس 5000 سال متمادی شوش نامزد ایفای نقش مهمی در زندگی سیاسی و اجتماعی ایران بوده است . میسیون فرانسوی که پیشرفت تمدن از ابتدا تا کنون را قدم به قدم دنبال نموده است میگوید : در حدود 3000 سال قبل از میلاد مسیح امر تجارت و پیدایش خط و نوشتن کتاب یعنی شگفت انگیز ترین اختراعات بشری در جنوب ایران تحقق یافته است . در شوش زندگی شهر نشینی جالبی شکفته و این شهر به صورت پایتخت نیرومند امپراطوری های عیلام که تمدن آن مخلوطی از تمدن دولتهای  سومر و آکاد بود  و همچنین امپراطوری هخامنشیان قرار گرفت . در دل خاکهای شوش دهها کتیبه و نبشته های تاریخی توسط فرانسویان  بدست آمد که در مورد مذهب و جنگهای تاریخی و تمدن بشری سخن گفته است و امپراطوری عیلامی ها را در هزاران سال پیش اثبات نمود . تمدن شوش در کنار اولین تمدنهای بشری بابلی و آشوری قرار دارد . ارتش پیروزمند عیلامیان فتوحات بسیاری را در غرب و شمال  انجام دادند . عیلام رقیب سرسخت آشور بود و سرانجام در اثر ضربات سهمگین پادشاه آشور " آسوربانی پال " در هم کوبیده شد و کل شهر طعمه حریق ارتش آشوریان گشت . آشوریان که به منتهی قدرت و جلال رسیده بودند 30 سال پس از شکست عیلامیان از هم پاشیده شد ند و نینوا پایتخت آن به سرنوشت شوش دچار گشت . بعد از عیلامیان داریوش کبیر که از جان و دل پایتخت جدیدش در شوش را دوست میداشت کاخهای باشکوهی در خرابه های عیلام بنا نهاد . در حال حاضر در موزه لوور فرانسه سرستونهای زیبایی به شکل گاومیش و همچنین صفحات گلین مینا کاری شده و همچنین نقش سربازان گارد شاهنشاهی ایران ( گارد جاوید ) که از شوش بدست آمده است قرار دارد . پس از شاهنشاهی پر افتخار هخامشیان اسکندر شوش را از اهداف مهم خود قرار داد و تصمیم به فتح آن گرفت . وی شوش را کاملا تصرف کرد و غنائم بسیاری از آنجا بدست آورد . وی پس از بازگشت از هند با ارتشی نیرومند به شوش رفت و مدتی در آنجا بسر برد . همانجا دختر داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را به همسری برگزید و در شوش مراسم باشکوهی از عروسی خود بر پاکرد . در شوش عده زیادی از سربازان یونانی دختران ایرانی را به همسری برداشتند و در آنجا اتحادی بین دو دنیای غرب و شرق رقم خورد . "مرگان" و جانشینش "کنت دومکنم"متونی شگفت اور به زبانهای عیلامی – بابلی – فرس قدیم یونانی و پهلوی از شوش بدست آوردند همراه با ابزارها و اثاثیه های بسیاری کهن . در کتابخانه های باستانی فرانسه بیش از 30 کتاب در مورد شوش و تمدن شوش وجود دارد . 

برگرفته از آثار باستانشناسان مشهور : " بازن" و "امیل بن و نیست" از استادان کلژدوفرانس
 
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 8:24 بعد از ظهر  توسط نوا  | 

 

ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی    از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

 نوروز۳۷۴۴ باستانی مبارک

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط نوا  | 

جشن نوروز

 

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا  « فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب  ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و  احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش  سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
 درباره  پيدايش  نوروز در روايتي ديگر  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند  . پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .
 همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي،  قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه  نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان  از او يكسره  راست  همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم  و زر  از معادن بر آوردند  و ديبای  ابريشمي  بافتند كه آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشني  بر پا ساخته و  نوروزش  نام  نهاد   تا  هر  سال  چو فروردين  آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :
 آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد .  ولي پس از مدتي ،  تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن  اول كه به هنگام  آغاز فصل گرما  يعني به هنگامي كه گله ها را  از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام  داشت و در اين روزها ،  سلاطين بار عام مي دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتيب  مي پذيرفتند و به حاضران  عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ،  به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي  گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشيد  نيز به حيات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين  جشن  فرهنگي  ميليون ها  ايراني است كه در درون ايران  زندگي مي كنند

هفت سين

هفت سين ، هفت واژه كه با حروف  « سين » شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد ، سير . زرتشتيان ،  اوستا  ، كتاب  مقدس  آسماني  خود را در رأس  سفره  هفت سين  قرار  مي دهند . تخم مرغ های رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير  ايراني در ارتباط با نوروز ،  جوانه ي گندم  و عناب ،  نشانه و سمبل   زايش ديگر باره بهاران است و سبزی ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است .
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط نوا  | 
 
  بالا