|
×× اهورامزدا ××
|
||
|
در مورد تاریخ ایران و بناهای تاریخی جهان و بعضا" سخنانی از بزرگان |
به مناسبت اين شب كه طولاني ترين شب سال ، نخستين شب زمستان است و تاريكي اهريمني بيشتر مي پايد ، اين شب در نظر ايرانيان نحس بود. در روزگاران گذشته براي رخنه در تاريكي و زايل ساختن آثار اهريمني ، آتش مي افروختند و هر گروهي از خانواده ها دوستان و خويشان ، گرد آتش جمع مي شدند و آن را با خوردن و آشاميدن و شادي و گفتوگو به سر مي آوردند و اين شبهاي آتشان نام داشت . به موجب فرگرد هجدهم ونديداد ، در شب لازم است آتش افروخته و شعله ور نگه داشته شود تا ديوان و عمله ي اهريمن نتوانند زيانكاري كنند. همه ي جشنها شب هنگام بر پا مي شد و مراسم و آداب ديني ، با آتش افروزي همراه بود.
اول دي به مناسبت اينكه تجديد حيات مهر يا خورشيد است ، به نام يلدا يعني تولد مشهور شده و جشن گرفته مي شد . اما آغاز دي ماه جشن بزرگ ديگري نيز بود ، چنانكه در گذشته هر گاه نام روز و ماه با هم تلاقي و برخورد مي كرد آن روز را جشن مي گرفتند. دزو (dasva) در اوستا به معني آفريدگار و خداوند و ددو (dadv) در پهلوي نيز شكل تغيير يافته ي همين واژه است. ماه دي ( دي_ نيز شكل فارسي جديد_ ددوي پهلوي است ) نيز نخستين روزش بنام آفريدگار نامزد است ، پس جشني بوده و چنانكه گذشت در روزگار گذشته اين روز را خورروز يعني روز خورشيد نيز مي گفتند و بعدها به خرم روز مبدل گشت كه جشني از جشنهاي ايران كهن بود. اينها همه دلالت بر تقدس و ارج و بزرگي اين روز دارد كه روز تولد خورشد شكست ناپذير است.
همه اين اشارات و نامها حاكي از آن است كه شب يلدا و روز ديگان پيوند استواري با خورشيد دارد . با مهر كه ازين روز بر تاريكي چيره مي شود. اين روز روز خورشيد است ، روز مهر است و نزد ايرانيا بويژه مهر آييني ها بسي گرامي بوده و بزرگترين جشن يعني جشن تولد مهر يا خورشيد در اين آيين بشمار مي رفته كه آغاز سال محسوب مي شد.
يلدا Yalda يك واژه ي سرياني است به معني تولد. رومي ها خود واژه ناتاليس (Natalis-Invictus) را به معني تولد داشتند. در بسياري از كشور هاي اروپايي روز بيست و يكم دسامبر كه با اول دي برابر بود را هنگامي كه آيين مهر همگاني شده بود ، به عنوان روز تولد خورشيد جشن مي گرفتند. اما در سده چهارم ميلادي بر اثر اشتباهاتي كه در كبيسه روي داد تولد مهر نجات بخش يا مسيحاي منجي در بيست و پنجم دسامبر واقع و پس از آن تثبيت شد تا آن زمان تولد عيساي مسيح در ششم ژانويه جشن گرفته مي شد . اما دين اغلب روميان و بسياري از كشورهاي متمدن اروپا ، آيين مهر و ميترا بود . اما هنگامي كه كم كم مسيحيت در روم با فشار و ارعاب جا باز كرد ، متوليان كليسا چون نتوانستند با برانداختن جشن تولد ميترا در بيست و پنجم دسامبر غلبه كنند همان روز را زايش عيساي مسيح اعلام كردند ، كه تا اين زمان باقي مانده. مسيحيان سرياني واژه يلدا را با خود به ايران آوردند كه تا كنون ماندگار شده است . البته تولد ميترا و هنگام و موقع آن نبود كه در مسيحيت داخل شد ، بلكه در واقع امروزه همه مسيحيان جهان كه شب تولد مسيح را جشن مي گيرند و تا بامداد بلندترين شب سال را بيدار مانده و با خوردن و نوشيدن به شادي مي گذرانند ، همان تولد ميترا ، مسيحاي نجات بخش يا سوشيانت را جشن مي گيرند . و اغلب مراسم و مناسك و آدابشان مقتبس از آيين مهر است. ( براي آگاهي بيشتردر باره يلدا به بخش دهم از كتاب " گاهشماري و جشنهاي ايران باستان" عنوان خرم روز و يلدا نيز نگاه كنيد.)
*سفره ي شب يلدا*
سفره ي شب يلدا ، سفره ي ميزد (Myazd) است و ميزد عبارت است از ميوه هاي تر و خشك، و نيز آجيل يا به اصطلاح زرتشتيان لرك (Lork) كه از لوازم اين جشن و بعنوان وليمه بود كه به افتخار و ويژگي اورمزد و مهر يا خورشيد بر گزار ميشد. به مناسبت آغاز غلبه خورشيد و ازدياد تدريجي طول روز ، ولاجرم شكست اهريمن و ولادت مجدد مهر جهانتاب ، تيرگي اهريمن ديرپاي يلدا را به صبح روشن اورمزد روز از دي ماه مي رساندند .
اين شب را شب چله ي بزرگ نيز مي نامند. چله بزرگ از يكمين روز دي ماه كه اورمزد نام دارد، تا دهم بهمن كه جشن سده است به طول مي انجامد و وبدان سبب آنرا چله بزرگ مي نامند كه شدت سرما بيشتر است. آنگاه چله كوچك فرا مي رسد كه از دهم بهمن تا بيستم اسفند به طول مي انجامد و سرما كم_ كم كاسته مي شود.
در پايان سرود زيباي مهر نيايش كه از جمله نيايش ها و ادعيه اي است كه هنگام بر آمدن و فرو رفتن خورشيد تلاوت مي گردد را نقل مي كنم.
ترجمه سرود از كتاب " نيايش هاي اوستايي" است كه به فارسي برگردان و چاپ شده است.
*مهر نيايش*
براي خشنودي اهورا مزدا ، مي ستايم اورا با بهترين
نمازها، - و ستايش، بلند آوازگي و پيروزي باشد براي
مهر ايزد- ايزدي كه مينوي است و داور روز پسين كه
هزار گوش دارد و ده هزار چشم و دارنده جشنهاي فراخ
است.
مي ستايم مهر ايزد را ، ودرود و ستايش مي گويم ايزدي
را دارنده ي دشتهاي فراخ است ، كه چراگاه هاي
سبزگون و گسترده اش بر گاهواره ي زمين
آرامش بخش است و آسايش دهنده.
ستايشم پيشكش آن ايزدي كهنگاهبان راست ترين گفتار
است ، كه نيكويي هايش از شمار فزون است :- پيكرش
برازنده و بلند و استوار. – و با هزار چشم ، بيناي دورترين
دورهاست، -كه هميشه بيدار و بي خواب است.
ميستايم مهر ايزد را ، و آن اهوراي بزرگ بي همتا
آفريننده ي آنرا ، مي ستايم با آيين دين ، با شاخه هاي سبز
برسم(Barsam) – ماه را ، و آن خورشيد را ، ستارگان را ،
و مهر را كه سرور همه كشورهاست.
|
|